شب یلدا و اتفاقات جالب مصاحبههای وبلاگینا!
شاید دعوت شایان عزیز بهانهای باشه برای اینکه در مورد اتفاقات و پشتصحنه مصاحبههای وبلاگینا مطلبی رو بنویسم تا بلکه ما هم برای اولین بار، در بازی وبلاگستان شرکت کنیم! تا الآن که ۵ مصاحبه انجام شده، اتفاقات جالب زیادی رخ داده که اگر بخوام همه اونها رو تعریف کنم، زمان زیادی میبره اما سعی میکنم چندتا از اونها رو به اختصار توضیح بدم.
اولین مصاحبه من با شایان شلیله بود. ما از قبل هماهنگ کرده بودیم که این مصاحبه رو از طریق جیتاک رکورد بگیریم. من تا قبل از انجام این برنامه، دنبال نرمافزارهایی بودم که بتونم صدای چتهای صوتی جیتاک رو ضبط کنم که نهایتا تونستم یکی رو پیدا کنم. در ظاهر نرمافزار خوب و سادهای بود و مشکلی نداشت اما بعدا دمار از روزگار ما درآورد! فکر کنم در حین گفتگو بیشتر از ۱۰ بار کرش کرد و باعث شد که جیتاک هم کامل بسته بشه و رکوردهای گرفته شده پاک بشه. یک سوال در اون مصاحبه بود که من از شایان میپرسیدم که آیا خودش رو یک گیک میدونه. این سوال تبدیل به یک سوال نفرین شده شد چرا که بیش از ۴ بار پرسیده شد و هر ۴ بار همه چیز حذف شد. در مرحله اول شایان یه جواب طولانی به سوال داد اما بعد از گذشت چند بار، نهایتا شایان به گفتن یک بله ساده و یک توضیح مختصر اکتفا داد! از اون مصاحبه بود که یک برنامه ۲۰ دلاری رو برای این کار خریدم و در اصل شایان قربانی این ماجرا شد!
مصاحبه با دکتر مجیدی هم داستان داشت! ما از چند روز قبل صحبت کرده بودیم و دکتر یک روزی رو معین کرد. بعد تو اون روز تاکید داشت که من الآن شرایط ایدهآلی برای صحبت کردن دارم ما هم قبول کردیم اما مشکلی وجود داشت، اونم کارت صدای کامپیوتر دکتر بود! فکر کنم حدود ۲،۳ ساعتی مصاحبه ما به تعویق افتاد و من هم کمکم نا امید شده بودم اما دکتر با چندبار حذف و نصب کردن درایور کارت صدا تونست صداش رو به من منتقل کنه!
اما علیرضا شیرازی قبل از انجام مصاحبه اصرار داشت که تایم برنامه بیشتر از ۲۰ دقیقه نشه ولی فکر کنم نهایتا حدود ۲ ساعتی صحبت کرد، آخر سر هم خودش تو مصاحبه به این نکته اشاره کرد که من فکر میکردم مصاحبه زود تموم میشه!
مورد بعدی درباره مصاحبه با شیرازی برگه سوالات من بود. من سوالاتم رو روی یک برگه نوشتم و زمان مصاحبه، بر حسب شرایط یکی از اونها رو میپرسیدم و اونی رو که پرسیده بودم رو، با رواننویس، روش خط میکشیدم. اما مشکل زمانی ایجاد شد که من خواستم سوالات پشت برگه رو بپرسم! عملا هیچیش معلوم نبود! جوهر رواننویس به پشت برگه نفوذ کرده بود و همه چیز خراب شده بود. مکافاتی شد! از اون مصاحبه به بعد دیگه به یک تیک زدن کنار سوالات پرسیده شده اکتفا میکنم!
بقیه اتفاقات هم باشه برای یک زمان مناسب دیگه. خلاصه اینکه امیدوارم شب یلدای خوبی داشته باشید.
6 دیدگاه
فرهاد
جالب بود :-)
دانیال
اصولا بعضی از فیلم ها یا مصاحبه ها یا چیزهایی تو این رنج پشت صحنه جالبتری دارند ... مطمئنا این مصاحبه ها هم همیچین شکلی داشتند ...
جالب بود ... شب یلدای خوفی داشته باشی ... موفق باشی آرش جان
Moh3en
با حال بود...
محمد صاحبدل
فعالیت خوبی رو شروع کردید.
بنده این مشکلاتی رو که مطرح کردید کاملا حس می کنم. چون توی کار به خیلی مسائل که اصلا فکرش رو هم نکردید بر می خورید که چند ساعت وقت می گیره.
در نهایت موفق و شاد باشید.
بابک
بیشتر بنویس آرش جان :)
قهرمان تقي نژاد
سلام دوست عزيز.سال نو مبارک
از طريق گوگل با سايتت آشنا شدم و خيلي خوشم اومد.
منم يه وبلاگ شخصي دارم
http://gtm396.zet.ir
که فقط مطالب شخصي و تخصصي رشته خودمو مينويسم ولي دوست دارم يه وبلاگ پربازديد هم داشته باشم که اين وبلاگ رو راه اندازي کردم
http://grand.persianblog.ir
خوشحال ميشم با هم تبادل لينک کنيم.
البته من قبلا يه وبلاگ پربازديد در ميهن بلاگ داشتم به نام آموزشهاي اينترنتي که خيلي زحمت کشيده بودم واسش و داراي رنک چهار شده بود ولي ميهن بلاگ حذفش کرد.
خيلي خوشحال شدم از ديدن سايتت.به منم سر بزن
دیدگاه شما